دکتر شمس اردکانی: سیاست‌گذاری انرژی باید بر مبنای منافع ملی و توسعه پایدار منابع باشد

دکتر شمس اردکانی: سیاست‌گذاری انرژی باید بر مبنای منافع ملی و توسعه پایدار منابع باشد

به گزارش روابط عمومی تدکو، دکتر علی شمس اردکانی در دهمین نشست از سلسله گفت‌وگوهای تخصصی پیشران جشنواره ملی نوآوری‌های انرژی، با تأکید بر راهبردی‌بودن انرژی و ضرورت نگاه ملی به منابع نفت و گاز، سیاست‌گذاری صحیح انرژی را مستلزم پیوند میان قانون‌گذاری، اقتصاد، دیپلماسی و منافع نسل‌های آینده دانست و بر ضرورت تبدیل منابع انرژی کشور به توسعه و ثروت پایدار تأکید کرد.

مشروح سخنرانی وی به شرح زیر است:

سیاست‌گذاری انرژی؛ از «طاقت» تا اقتصاد انرژی

ما امروز می‌خواهیم یک خردنامه را معرفی کنیم؛ کتابی در موضوع سیاست‌گذاری انرژی، به قلم دکتر عباس ملکی. به قول عرب‌ها، آنها به جای واژه «انرژی» از «طاقت» استفاده می‌کنند. من هم چون در این زمینه کار کرده‌ام، وقتی پیش از انقلاب در دانشگاه کویت بودم، درسی که ما ارائه می‌کردیم «اقتصادیات طاقت» نام داشت؛ یعنی همان اقتصاد انرژی.

از خوش‌اقبالی من این بود که پس از انقلاب، به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در کویت، از سوی حضرت امام خمینی(ره) و به امر شخص ایشان مأمور شدم. بعد از فعالیت در سفارت و نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد، در سال ۱۳۶۳ به تهران برگشتم. سال‌ها بود که از تهران و ایران دور بودم؛ دوره تحصیل و مأموریت‌های مختلف را پشت سر گذاشته بودم. بلافاصله پس از بازگشت، در شورای وزارت امور خارجه، آقای دکتر ولایتی گفتند که می‌خواهیم یک دفتر مطالعات ایجاد کنیم و شما به آنجا بروید. در همین ارتباط، آقای ملکی نیز به ما معرفی شدند. این محل بعدها به دفتر مطالعات امور بین‌الملل و سیاسی ـ بین‌المللی تبدیل شد.

شکل‌گیری دفتر مطالعات و آغاز همکاری با عباس ملکی

آن محل، جای خوبی بود. روبه‌روی آن، مرکزی قرار داشت که مجروحان و جانبازان جنگ را در آنجا نگهداری و درمان می‌کردند. ساختمان اصلی نیز پیش از آن برای باشگاه وزارت امور خارجه ساخته شده بود و امکانات مختلفی داشت؛ از جمله استخر روباز و سرپوشیده.

یک روز که چند نفر را با ویلچر دیدیم و برای بازدید به آنجا رفتیم، متوجه شدیم که آن مرکز به جانبازان اختصاص دارد. من بلافاصله پیش آقای دکتر ولایتی رفتم و گفتم: «آقا، چند کامیون و وانت پیدا کنیم و هرچه اسناد و مدارک وزارت امور خارجه است، به آنجا منتقل کنیم و دفتر مطالعات را راه بیندازیم.»

ایشان هم فوراً دستور دادند و مرحوم آقای عرب، معاون اداری وزارت امور خارجه، دستور داد کل بایگانی را بار کامیون‌ها و وانت‌ها کنند و به آنجا بیاورند. اسناد را وسط سالن بزرگ آن ساختمان تلمبار کردیم و به قول خودمان گفتیم فعلاً باید اینجا را «تمشیت» کنیم. خلاصه، کار را با آقای ملکی و آقای لاریجانی در همان‌جا آغاز کردیم.

من افتخار داشتم که در دوران دانشجویی، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران ـ که در آن زمان اقتصاد هم جزو مجموعه حقوق بود ـ خدمت مرحوم والد ایشان می‌رسیدم. ایشان از مجالس گرم سیاسی برخوردار بودند و ما نیز از آن محافل استفاده می‌کردیم. از این جهت، آشنایی من با آقای ملکی هم از طرف پدری و هم از طرف مادری ایشان بود. از طرف مادری نیز مرحوم آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی، از مراجع بزرگ، ارتباط خانوادگی داشتند و فرزند ایشان، آقا جواد، نیز از دوستان ماست.

می‌گویند: «الحب والبغض یتوارثان» یعنی محبت و دشمنی، دوستی و بغض، می‌تواند به ارث برسد. برای همین است که بچه‌های ایرانی از کودکی محبت امام حسین(ع) را یاد می‌گیرند. این موضوع یک امر سیاسی و جدید نیست. هر جا بهانه‌ای پیدا شود که ایرانی‌ها محبت خود به امام حسین(ع) را نشان دهند، این کار را انجام می‌دهند. اما برگردیم به سابقه همکاری ما با جناب آقای ملکی.

شکل‌گیری گروه انرژی و ایده «دیپلماسی انرژی»

یکی از نخستین کارهایی که در آنجا انجام دادیم، این بود که گفتیم گروهی تشکیل دهیم تا موضوع «دیپلماسی انرژی» را تدوین کنیم. آقای ملکی در آن زمان دوره کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک را در دانشگاه صنعتی شریف می‌گذراندند و مباحث انرژی نیز طبیعتاً بخشی از مطالعات مهندسی مکانیک بود؛ از اصول ترمودینامیک گرفته تا مباحث مرتبط با انرژی. من هم ایشان را تشویق می‌کردم و می‌گفتم این مباحث را جدی بگیرید و کتاب‌های مربوط به ترمودینامیک، از جمله آثار مهندس بازرگان، را مطالعه کنید.

بعد از آن، گروه انرژی را راه انداختیم. نخستین محصول این گروه، طرح خط لوله صادرات گاز بود؛ خط لوله‌ای که قرار بود در ایران احداث شود و حدود هزار کیلومتر طول داشته باشد و از عسلویه تا مرز پاکستان امتداد پیدا کند. این خط بعدها با عنوان خط سراسری گاز شماره ۷ یا IGAT 7 شناخته شد. قرار بود با افزایش فشار در این شاه‌لوله، ظرفیت انتقال آن به حدود ۱۵۰ میلیون مترمکعب در روز برسد؛ بخشی برای پاکستان و بخشی برای هند.

ما طراحی و مطالعات مسیر را انجام دادیم و حتی برای مسیریابی به پاکستان رفتیم. بررسی‌ها نشان داد که خط باید از مرز ایران وارد منطقه‌ای در پاکستان به نام حیدرآباد شود و از آنجا تا بوتال در مرکز هند ادامه پیدا کند و سپس به مسیر شمالی ـ جنوبی متصل شود. طرح بسیار خوبی شکل گرفت. زمانی که با آقای راجیو گاندی، نخست‌وزیر وقت هند، ملاقات کردیم ـ فکر می‌کنم آقای ملکی و آقای شهابی هم در آن سفر حضور داشتند ـ ایشان بسیار خوشحال شدند و گفتند اگر این پروژه اجرا شود، صلح میان پاکستان و هند پایدار خواهد شد؛ نه پاکستان جرئت خواهد کرد به هند حمله کند و نه هند به پاکستان.

پیشنهاد شد نام این خط لوله را «خط لوله صلح» بگذاریم. اما در وزارت نفت، عده‌ای بودند که بدون آنکه مطالعات لازم در زمینه اقتصاد بین‌الملل و انرژی داشته باشند، با این طرح مخالفت می‌کردند. من نام آنها را «اولاد ایرانی دارسی» گذاشته بودم. دارسی را که می‌دانید؛ ویلیام ناکس دارسی، همان کسی که از مظفرالدین‌شاه امتیاز نفت ایران را گرفت و بعد ماجرای شرکت نفت ایران و انگلیس و داستان مرحوم دکتر مصدق پیش آمد.

پدر آقای ملکی نیز درباره مرحوم دکتر مصدق و جریانات آن دوره بحث‌های خوبی داشتند و من از محضر ایشان استفاده کرده بودم. البته نسبت به برخی مواضع مرحوم آیت‌الله کاشانی نیز انتقاداتی داشتند. اینها بحث‌های تاریخی است و قابل بررسی.

از تاریخ نفت تا سیاست‌گذاری؛ قانون برای چه چیزی است؟

مرحوم ابن‌سینا می‌فرماید در هر علمی، تاریخ آن علم را باید مطالعه کرد. متأسفانه در ایران، تاریخ علم به عنوان یک دانش، مهجور است. با اینکه فلاسفه بزرگی داریم، توجه کافی به فلسفه علم وجود ندارد.

ابوعلی سینا را «شیخ‌الرئیس» می‌نامیدند؛ یعنی او را رئیس علما در رشته‌های مختلف می‌دانستند. در مقابل، به فارابی «معلم ثانی» می‌گفتند. ابن‌سینا در فلسفه علم نیز مطالب بسیار ارزشمندی دارد. دکتر سروش نیز مقاله بسیار خوبی درباره فلسفه علم نوشته است که توصیه می‌کنم دوستان آن را مطالعه کنند. اما برسیم به این کتاب.

واقعاً این کتاب نشان می‌دهد که آقای ملکی از «رواد علم انرژی» هستند؛ یعنی از برجستگان و شایستگان این حوزه. درست است که پایگاه علمی ایشان از مدرسه فنی و مهندسی است ـ که به نظر من بهترین مدرسه فنی ایران است ـ اما مطالعات و دانش ایشان جامع است. سابقه فعالیت ایشان در وزارت امور خارجه و رسیدن به مقام معاونت وزارت نیز نشان می‌دهد که نسبت به موضوع سیاست‌گذاری انرژی، هم دانش و هم تجربه لازم را دارند.

ای کاش به جای بعضی افراد دیگر، دوستان ما آقای ملکی را وزیر امور خارجه می‌کردند! بگذریم. این کتاب، کتاب جامعی است. من اگر بخواهم مطالب مفصلی را که درباره آن نوشته‌ام بخوانم، وقت جلسه گرفته می‌شود. بنابراین فقط به بخش‌هایی از بحث انرژی اشاره می‌کنم. یکی از بحث‌های بسیار شایسته این کتاب، موضوعی است که ما نیز سال‌ها درباره آن با همان «اولاد دارسی» بحث کرده‌ایم و آقای ملکی نیز بر آن اشراف دارند. بحث من درباره تفاوت «قانون‌گذاری» و «سیاست‌گذاری» است.

قانون، یک کلیت است که برای تصمیم ملی از مراجع قانونی کشور می‌گذرد. در قانون ملی شدن صنعت نفت ایران، جمله اول قانون بسیار روشن است: «برای سعادت ملت ایران، صنایع و منابع نفت ایران در سراسر کشور ملی اعلام می‌شود.» این قانون است. حالا مسئله این است که با این قانون چه باید کرد و چگونه باید آن را اجرا کرد؟ اینجاست که دولت دکتر مصدق گرفتار بحث با این و آن شد و در نهایت اجازه ندادند راه‌حل اجرای قانون ملی شدن نفت، به دست دولت ملی عملیاتی شود.

عده‌ای از توده‌ای‌ها نیز پیشنهاد می‌کردند که برای نفت شمال و سمنان استثنا قائل شویم و آن را به روس‌ها بدهیم. از سوی دیگر، برخی کارشناسانی که در کنار دکتر مصدق بودند، اساساً تخصصی در حوزه انرژی نداشتند. یکی از آنها، همشهری ما، مرحوم مهندس حسیبی بود.

در هر صورت، اگر سیاست ملی، یعنی سیاست‌گذاری بر مبنای قانون، از همان ابتدا اجرا می‌شد، شاید وضعیت امروز ما نیز متفاوت بود. امروز هم می‌بینیم که ترامپ می‌گوید با نفت ایران چه خواهد کرد و چه نخواهد کرد. اصل بحث این است که نباید اجازه داد منابع ملی ایران از مسیر اصلی خود خارج شوند و برای سعادت ملت ایران به کار گرفته نشوند. آنهایی هم که می‌گویند سوخت را به ما مفت بدهید، در واقع نسخه دیگری از همان نگاه هستند.

نفت یک ثروت بین‌نسلی است؛ یعنی فقط متعلق به نسل امروز نیست و نسل‌های آینده نیز در آن سهم دارند. من همیشه در کلاس‌های انرژی و اقتصاد انرژی می‌گویم: هر مترمکعب گاز باید به یک مترمکعب «توسعه» تبدیل شود. مسئله این است که کسانی که اجازه نمی‌دهند این سوخت و این ثروت بین‌نسلی به شکل درست مصرف شود، در واقع منابعی را که متعلق به نسل‌های آینده نیز هست، هدر می‌دهند.

خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیَامًا» یعنی اموال خود را که خداوند مایه قوام زندگی شما قرار داده است، در اختیار سفیهان قرار ندهید. ما به این «مال» می‌گوییم سرمایه. عرب‌ها از فارسی واژه «سرمایه» را گرفته‌اند و به آن «رأس‌المال» می‌گویند. در زبان‌های اروپایی نیز واژه Capital به معنای سرمایه است و ریشه آن به «سر» بازمی‌گردد.

علمای اقتصاد و فقها نیز در توضیح مسئله «سفیه» تقریباً همین معنا را بیان کرده‌اند. سفیه کسی است که مثلاً کالایی را به قیمت دو هزار می‌خرد و به قیمت هزار می‌فروشد؛ یعنی مال خودش را ارزان می‌فروشد و گران می‌خرد. چنین فردی طبق فتوای فقها و بر اساس عقل، از تصرف آزادانه در اموال خودش نیز منع می‌شود و برای اموال او امین تعیین می‌کنند.

در یک سخنرانی، جناب آقای محقق داماد نیز اخیراً مطرح کردند که فروختن اموال ملی به کمتر از قیمت واقعی، مصداق سفاهت است و چنین کاری از نظر شرعی محل اشکال جدی دارد. به هر حال، یکی از نکات بسیار شایسته این کتاب، همین است که نویسنده توانسته است میان «سیاست‌گذاری» و «قانون‌گذاری» تمایز بگذارد و نشان دهد که سیاست‌گذاری چگونه باید از قانون تبعیت کند. من این اثر را به جناب آقای ملکی تبریک می‌گویم.

یک نقد زبانی و پایان سخن

اگر بخواهم درباره کتاب صحبت کنم، باید تقریباً آن را پاراگراف‌به‌پاراگراف بخوانم و درباره هر بخش توضیح بدهم. اما اجازه بدهید به یک نکته زبانی هم اشاره کنم. ایشان در استفاده از زبان فارسی، تحت تأثیر یک عادت نادرست قرار گرفته‌اند که اخیراً در ادبیات اداری و رسمی ما رواج پیدا کرده است: استفاده بیش از اندازه از عبارت‌هایی مانند «مورد بررسی قرار گرفت»، به جای فعل ساده فارسی، مثلاً «بررسی شد».

این «مورد» و «قرار» تقریباً در همه صفحات تکرار شده است. به نظرم بهتر است به جای «مورد بررسی قرار گرفت» بنویسیم «بررسی شد»؛ به جای «مورد ملی شدن قرار گرفت» بگوییم «ملی شد». این کار هم زبان فارسی را زیباتر می‌کند و هم متن را روان‌تر. در صفحه ۴۵ کتاب، درباره «طیف گسترده‌ای از ابزارهای تنظیمی به منظور تضمین سازگاری با سیاست دولت» صحبت شده و سپس آمده است: «به عنوان نمونه، موارد زیر را می‌توان ذکر کرد.» به نظر من می‌شود بسیار ساده‌تر نوشت: «به عنوان نمونه، موارد زیر ذکر می‌شود.»

یک نکته دیگر نیز در همین زمینه وجود دارد که آقای ملکی بسیار خوب به آن پرداخته‌اند و آن بحث «نعمت یا نقمت نفت» است. مرحوم سناتور ابوالفضل لسانی، در غوغای ملی شدن نفت، کتابی نوشته بود با عنوان «نفت، طلای سیاه یا بلای سیاه». توصیه می‌کنم کسانی که به موضوع انرژی علاقه‌مند هستند، این کتاب را که مربوط به حدود ۸۰ سال پیش است، مطالعه کنند. آقای ملکی نیز این موضوع را در کتاب خود بسیار خوب بررسی کرده‌اند.

لینک کوتاه خبر

دیگر خبرها

دیگر خبرها