
به گزارش روابط عمومی تدکو، جعفر خیرخواهان، دکترای اقتصاد و پژوهشگر اقتصاد سیاسی و یکی از مترجمین کتاب «برق و ثروت ملی» که نقد و بررسی آن محور اصلی نهمین نشست از سلسله گفتگوهای تخصصی پیشران جشنواره ملی نوآوریهای انرژی بود نکاتی را در مورد اهمیت این کتاب و بحثهای مطرح شده در آن بیان کرد.
متن کامل سخنان وی به شرح زیر است:
خوشحالم که در جمع شما هستم و درباره این کتاب صحبت میکنیم. از هلدینگ تدکو و شرکت انرژی طوس بابت دعوت تشکر میکنم. این کتاب تقریباً دو سال پیش منتشر شد. البته در این میان کشور وارد مسائل مختلف شد و انتظار میرفت که زودتر در جاهای گوناگون آن را معرفی کنیم که این فرصت فراهم نشد. اینجا نخستین جایی است که من و آقای واقف به شکل عمومی در برنامه معرفی این کتاب شرکت میکنیم و امیدوارم این اثر دیده شود و اهمیت برق را نشان دهد.
صحبتهای خودم را در سه قسمت ارائه میکنم. ابتدا نویسنده کتاب و فعالیتهای مهم او را معرفی خواهم کرد و ویژگیهای وی را توضیح خواهم داد. سپس درباره چرایی ترجمه این کتاب و اینکه چرا تصمیم گرفتیم آن را ترجمه کنیم، توضیح میدهم. در ادامه نیز مروری بر فصول کتاب خواهم داشت؛ چراکه کتاب متنوع است، ۲۰ فصل دارد و به موضوعات زیادی میپردازد. در حد فرصت جلسه این مطالب را ارائه میکنم تا زمینهای برای استفاده از بحثهای تخصصیتر و دقیقتر همکاران گرامی فراهم شود.
برایس همهفنحریف
رابرت برایس انسانی همهفنحریف است. او نویسنده است و کتابهای زیادی منتشر کرده، در فضای عمومی پادکست دارد و فیلمی نیز در همین حوزه و مربوط به کتاب ساخته است. او سه دهه است که حوزه انرژی، بهخصوص برق را پیگیری میکند و وارد حوزه سیاست و نوآوری شده است. تاکنون ۶ کتاب نوشته که آخرین آن همین کتاب است. برایس سخنرانیهای گوناگونی در محافل، تشکلها و سازمانهای مختلف داشته که میتوانید آنها را در فضای مجازی ملاحظه کنید. پادکست Power Hungry را دارد و در آن مطلب مینویسد. همچنین فیلم مستند Juice: How Electricity Explains the World را ساخته است. لازم به ذکر است خود کلمه Juice یک معنای تحتاللفظی و در واقع خودمانی «برق» را هم دارد و منظور او نیز در این مستند، برق است.
برایس در ایالت تگزاس و شهر آستین ساکن است و یک حساب توییتر نیز دارد که من در توییتر با مطالب و فعالیتهای او آشنا شدم. این کتاب را نیز از جمله کتابهای او انتخاب کردیم. عنوان آن «کوچکتر، سریعتر، سبکتر، فشردهتر، ارزانتر» است و در واقع میخواهد توضیح دهد که چگونه نوآوریها و پیشرفت تکنولوژی باعث شد پیشبینیها و دیدگاههای کسانی که بدبین بودند و میگفتند دنیا به سمت فروپاشی میرود و فاجعههای مختلف رخ خواهد داد، محقق نشود. از خود توماس مالتوس که اولین فردی بود که گفت رشد جمعیت تصاعدی است، ولی رشد تولید کشاورزی مثلاً رشد خطی و حسابی دارد و ما شاهد گرسنگی و قحطی خواهیم بود، گرفته تا دیدگاههای مشابه؛ در حالی که پیشرفتهای تکنولوژی این پیشبینیها را باطل کرد و انقلابهای سبز و مواردی از این قبیل اتفاق افتاد. نویسنده در این کتاب به این موضوعات میپردازد و در کل نگاه مثبتی دارد.
در اوایل قرن بیستم، توجه زیادی به انرژیهای پاک و انرژیهای تجدیدپذیر شد. در این زمینه، سوختهای زیستی، از قبیل متانول، مطرح شدند و گفته شد که میتوان از آنها استفاده کرد و نیازی به سوختهای فسیلی نداریم. منظور از استقلال انرژی نیز در واقع استقلال از سوختهای آلودهکننده بود. اتفاقی که افتاد این بود که تولید متانول بهشدت افزایش یافت؛ از نیشکر و ذرت استفاده شد، اما در مقابل، قیمت محصولات کشاورزی بهشدت افزایش یافت و مردم کشورهای فقیر با مشکلاتی مواجه شدند. نویسنده این عوارض و هشدارها را مطرح میکند و میگوید سیاستمداران برای اینکه رأی بگیرند، با جو عمومی پیش میروند. به همین دلیل، در بسیاری از موارد، افشاگرانه وارد دل ماجراها میشود. این نکات همان فیلم مستندی بود که در سال ۲۰۱۹ تهیه شد و مبنای مطالب همین کتاب قرار گرفت. پس از این فیلم نیز به کشورهای مختلف رفت. در اینجا شاهدیم که برایس در دورافتادهترین روستاهای هند، در مناطقی که حتی جاده وجود ندارد و دسترسی به برق نیز نیست، بررسی میکند که مردم مناطق محروم از برق چگونه زندگی میکنند. برایس با گروه فیلمبرداری خود سه سال و در حدود صد هزار کیلومتر در اقصی نقاط دنیا سفر کرده است. او با ۴۰ نفر، شامل مردم عادی، استادان دانشگاه و افراد گوناگون، گفتوگو کرده است. برایس به کشورهای مختلف از جمله هند و ایسلند رفته و با مدیران شرکتهای ماینر نیز دیدار داشته است. به ۷ کشور سفر کرده و به لبنان نیز رفته است. در لبنان با گروههایی که با حزبالله و تولید برقهای خصوصی ارتباط دارند، مصاحبه کرده است. در خود آمریکا نیز به ایالتهای مختلف رفته و تلاش کرده است ببیند برق چه تأثیری بر زندگی مردم میگذارد و برای کسانی که از دسترسی به برق محروم هستند، چه اتفاقی رخ میدهد.
چرا این کتاب ترجمه شد؟
درباره ترجمه کتاب باید بگویم که من از کودکی، در خانواده پدربزرگی بودم که وقتی از اتاق بیرون میآمدیم و چراغ را خاموش نمیکردیم، ما را دعوا میکرد و میگفت چرا برق را روشن گذاشتید. حتی میگفت برق را بکشید، به جای خاموش کردن. این نگاه، ناشی از تصور قدیمی نسبت به برق بود؛ اینکه برق یک چیز زنده است و نباید همینجوری سوزانده شود. بعدها به اهمیت برق به شکلهای گوناگون پی بردیم و شاهد بودیم که نسل جدید اصلاً آن را یک چیز طبیعی و بدیهی میداند؛ هرچند در اوایل انقلاب و دوران جنگ نیز با خاموشیها و مسائل مختلفی روبهرو بودیم. اسم ادیسون هم همهجا مطرح بود و در نتیجه همه اینها، به ذهنم رسید که در این زمینه کاری انجام دهم. البته کتابی عالی هم درباره قهوه دیدم. فردی آمریکایی که بسیار عاشق قهوه بود، کتابی نوشته بود و برای شکرگزاری، به مزارع آفریقا و آمریکای جنوبی رفته بود تا بررسی کند این قهوه از کجا به دست میآید و در کافیشاپها نیز تمام این مراحل را بررسی کرده بود. این موضوع به ذهنم آمد که مثلاً من هم درباره چای این کار را انجام دهم، اما کار بسیار سختی بود تا اینکه این کتاب به چشمم خورد.
در آن زمان، آقای واقف دانشجوی دکتری بود و من در حوزه اقتصاد انرژی پیشنهاد ترجمه کتاب را دادم. همزمان دیدم این کتاب با این جذابیت، برای استفاده عموم نیز بسیار مناسب است. بنابراین شروع به کار کردیم. احساس کردم این کتاب میتواند یک آگهی تبلیغاتی برای دستاندرکاران صنعت برق باشد تا حتی بهصورت رایگان آن را در اختیار مردم قرار دهند و مردم به اهمیت برق پی ببرند. به هر صورت، این کتاب منتشر شد. این کتاب ادای دینی نسبت به این محصول جدید است که حالا ۱۵۰ سال بیشتر از عمر آن نمیگذرد. جالب است که اگر کل تمدن بشر را از زمان اختراع آتش در نظر بگیریم، همانطور که در کتاب گفته شده، اگر کل تاریخ بشر را در ۲۴ ساعت تقسیم کنیم، زمان تولید و اختراع برق در چند ثانیه آخر قرار میگیرد. تمدن مدرنی که ما داریم، بخش مهمی از آن بر پایه همین برق است و این کتاب نیز به زیبایی به این مطالب پرداخته است.
بیتوجهی به شاخص دسترسی به برق در دهه ۱۳۸۰
در کنار این، من در دهه ۱۳۸۰ در مرکز پژوهشهای مجلس بودم. میدانیم که بانک جهانی شاخص Doing Business را با هدف سنجش سهولت انجام کسبوکار و مناسببودن محیط مقرراتی برای فعالیت بنگاهها طراحی کرده است. یکی از مؤلفههای این شاخص، دسترسی به برق است. به یاد دارم آن زمان دوستانی معتقد بودند محاسبه این شاخص برای ایران ضرورتی ندارد و کاری بیهوده است. آنها میگفتند شاید برای کشورهای آفریقایی واقعاً دسترسی به برق امری مشکل باشد، ولی ما در ایران همهجا برق داریم و تمام روستاها دسترسی به برق دارند. بنابراین معتقد بودند که ما در این زمینه مشکلی نداریم و این موضوع مسئله کسبوکار نیست. متأسفانه هرچه جلوتر آمدیم، دیدیم کشورهای عقبمانده، مثلاً هند و کشورهای آفریقایی، در زمینه برق پیشرفت کردند، ولی در ایران این موضوع به یک هشدار تبدیل شده است. در کنار این، از بحث قابلیت اطمینان و هزینههای واقعی برق نیز باید صحبت کرد. ممکن است قیمت اسمی برق خیلی بالا نباشد، ولی قیمت واقعی که مصرفکننده برای استفاده از برق پرداخت میکند، بسیار زیاد است و این موضوع به گلوگاهی اساسی تبدیل شده است.
برقرسانی به روستاها در آمریکا
کتاب هر فصل خود را با یک داستان یا حکایت آغاز میکند که شما را به موضوع نزدیک کند. مثلاً میگوید بعد از طوفانی که در منطقه پورتوریکو اتفاق میافتد، یک خانواده که به برق دسترسی داشته و سه دختر کوچک نیز داشتهاند، ناگهان همه مناسباتشان به هم میخورد. هزینه ماهانه برق آنها که ۹۰ دلار بوده، چند برابر میشود، در حالی که به چند ساعت برق در شبانهروز، مثلاً ۵ ساعت، هم محدود میشود. علاوه بر این، آلودگی هوا، آلودگی صوتی و بوی بسیار بدی نیز ایجاد میشود. به بیانی دیگر، آنها با این رخداد در عمل به عصر حجر برمیگردند. باید لباسهایشان را با دست بشویند و بچهها نیز دیگر به اینترنت برای تحصیل دسترسی ندارند. خلاصه اینکه برق یعنی همین جلوه مدرنیته. وقتی برق نباشد، فقط برقها و چراغها نیستند که خاموش میشوند؛ زمان شما بیشتر تلف میشود، امکان آموزش کم میشود، ارتباطات از بین میرود، آسایش و سلامت تحت تأثیر قرار میگیرد و بیمارستانها دیگر نمیتوانند خدمات خود را ارائه دهند.
برق زیرساخت پنهان مدرنیته است. برای مثال، آسانسور را در نظر بگیریم. برایس میگوید تا زمانی که برق نیامده بود، هیچکس ساختمانهای مرتفع نمیساخت؛ چون اگر میخواستید پنج طبقه بالا بروید، اصلاً امکان بالا رفتن وجود نداشت. با آسانسور که به کمک نیروی برق کار میکند، در آمریکا ساختمانهای مرتفع ساخته شدند. در همه دنیا نیز مثالهای مختلفی وجود دارد. برق همه چیز را متحول کرد.
در آمریکا، یک دهه پس از بحران مالی ۱۹۲۹، سیاست «نیودیل» توسط دولت روزولت اجرا شد که یکی از بخشهای آن توسعه روستایی بود. در این طرح، برقرسانی به روستاها انجام شد. پیش از آن، بخش خصوصی بیشتر به شهرها توجه داشت؛ زیرا در شهرها تراکم بالا بود و میتوانست با هزینه کمتر، قیمت مناسبی دریافت کند و مشکلی نداشت. اما روستاهای پراکنده، در همهجا زیرساختهایی مانند شبکه انتقال و کابلهای فشار قوی نیاز داشتند که سرمایهگذاری سنگینی میخواست. برایس در اینجا میگوید که این یک پروژه سیاسی و نهادی بود. رئیسجمهور و مسئولان احساس کردند برای اینکه رأی بیاورند، باید به روستاها توجه کنند. جامعه روستایی نیز جمعیت زیادی داشت و به همین دلیل یک نهضت برقرسانی شکل گرفت.
تصمیم سیاسی در کنار تنظیمگری و سرمایههایی که برای این کار فراهم میشود، اهمیت پیدا میکند؛ زیرا این کار به سرمایهگذاری بلندمدت نیاز دارد و ممکن است ۳۰ یا ۴۰ سال یا بیشتر زمان ببرد تا ثمره بدهد. شرکتهای عمومی و خصوصی دخیل میشوند، تعاونیهای محلی به کار گرفته میشوند، قراردادهای لازم تهیه میشود و قیمتگذاری و درآمدها نیز در این چارچوب قرار میگیرد. مجموعه این عوامل اجازه میدهد که در نظام سرمایهداری آمریکا، برقرسانی به روستاها اتفاق بیفتد. همین پدیده را حدود ۷۰ سال بعد در کشورهایی مانند هند در حال توسعه میبینیم که برقرسانی در آنها انجام میشود و این موضوع تحولاتی مهم هم ایجاد کرده است.
برق و پیشرفت حقوق زنان
برایس از آمریکای اوایل قرن بیستم مثال میزند که در نبود برق، یک خانواده روستایی با دست لباسهایشان را میشویند. نویسنده میگوید مهمترین ابزار آزادی خانمها، برای نمونه یک دستگاه بوده که مخترع آن اصلاً فکر نمیکرده چنین اثری داشته باشد. اثر ناخواسته این اختراع این بوده که زنان و دختران را از کار در منزل آزاد میکند. نویسنده در ادامه به مقالاتی علمی و محاسباتی اقتصادی میپردازد که نشان میدهند این موضوع واقعاً چه اثری بر زندگی زنان داشته است. در کتاب با خانوادهای در هند مصاحبه میشود و مادر خانواده از اهمیت وسایل برقی در آشپزخانه میگوید؛ از اینکه قبلاً هاون بود و باید چیزی را میکوبیدیم، اما حالا مخلوطکن آمده است. آب را نیز باید از راه دور و از چاه میآوردیم، اما حالا پمپ وجود دارد و لولهکشی شده است. مهمترین موضوع نیز همین تشت رختشویی است که دیگر جمع شده است. دختران اجازه پیدا کردند به مدرسه و دانشگاه بروند. نویسنده محاسبه میکند که در جایی که برق آمده، رشد تحصیلات دختران نسبت به پسران بهشدت افزایش یافته و ورود و جذب آنها در بازار کار نیز بسیار زیاد شده است. تحول در حوزه زنان و برابری جنسیتی نیز بهخوبی در فصل ششم کتاب مورد اشاره قرار گرفته است.
رابطه توسعه انسانی و مصرف برق
کار جالب دیگر کتاب این است که دنیا را به سه گروه تقسیم میکند؛ این تقسیمبندی بر اساس مصرف سرانه برق انجام میشود. میگوید اگر یک یخچال در یک منزل، مثلاً هزار تا ۱۲۰۰ کیلووات مصرف کند، این میزان را ملاکی میگیرد برای اینکه اگر مصرف برق پایینتر از این باشد، آن خانواده در واقع بدون وسیله برقی است و وقتی وسیله برقی هم نباشد، مثل این است که شما برق ندارید و از امکانات برق استفاده نمیکنید. آمار برایس البته متعلق به سال ۲۰۱۲ است. طبق این آمار، ۴۴ درصد جمعیت دنیا، که بخش بیشتری از آنها در هند، پاکستان و کشورهای پرجمعیتی مانند اندونزی و نیجریه هستند، مصرفشان کمتر از مصرف یک یخچال است؛ یعنی زیر هزار تا ۱۲۰۰ کیلووات. بعد از این، کشورهایی قرار میگیرند که مصرف آنها تا ۴ هزار کیلووات است و در طبقهبندی کممصرف قرار میگیرند. ایران در این زمینه در مرز قرار دارد. ایران و ترکیه حدود ۴ هزار کیلووات هستند.
در اینجا یک رابطه بین توسعه انسانی و مصرف برق به دست آمده است. تا ۴ هزار کیلووات، هرچه مصرف برق از صفر افزایش پیدا میکند، شاخص رفاه و توسعه انسانی نیز به همین شکل رابطه مثبتی دارد. اما از ۴ هزار کیلووات به بالا، اگر مصرف برق افزایش پیدا کند، شاخص توسعه انسانی دیگر افزایش پیدا نمیکند. این موضوع را درباره امید به زندگی نیز مطرح میکند. در کشورهای پایینتر که برق ندارند، امید به زندگی کمتر است و این نیز یک شاخص مهم برای رفاه و سلامت جامعه است.
عوامل مصرف درست برق
در زمینه عوامل مصرف درست برق، برایس به سه مؤلفه اشاره میکند: نخست، درستکاری و سلامت؛ دوم، تأمین درست سرمایه؛ و سوم، نوع سوخت مورد استفاده و ترکیب مناسب آن. مجموعه این عوامل میتواند باعث شود که به مصرف و استفاده درست از برق برسیم. در کتاب نموداری وجود دارد که نشان میدهد میان کاهش فساد مالی و افزایش مصرف سرانه برق، رابطهای مستقیم وجود دارد؛ بدین منوال، کشور نروژ که کمترین فساد را دارد، از نظر مصرف سرانه برق نیز بسیار بالا است. در مقابل، کشورهایی هستند که برق ندارند و فسادشان نیز زیاد است؛ نظیر کره شمالی.
مافیای تولید برق در لبنان
یک فصل کتاب به لبنان و شهر بیروت اختصاص دارد. در این بخش، نویسنده از یک استاد دانشگاه در بیروت نقلقول میکند که میگوید: «ما دو قبض برق میپردازیم؛ یکی به شرکت برق لبنان، که دولتی است، و یکی هم به دو برابر مبلغ قبلی، در ساعات قطعی برق، به صاحبان ژنراتورهای برق خصوصی». به این ترتیب، برق در این کشور پرهزینه، بهسختی، به شکل محلی و با قیمت بالا تأمین میشود. لبنان نمونهای است از وضعیت بیدولتی و آنچه عجم اوغلو و جیمز رابینسون، از آن به «لویاتان غایب» تعبیر میکنند. نمونه لبنان نشان میدهد که چگونه در غیاب نهادهای فراگیر و نبود حاکمیت قانون، فرادستانی قدرت مییابند تا منافع اقلیت را تأمین کنند و به گروههای خودشان خدمات برق میدهند. برای نمونه، شاخص تولید برق لبنان از نفت در طی زمان افزایش پیدا میکند. برایس نشان میدهد که در سالهای اخیر، نزدیک به تمام تولید برق این کشور از نفت است؛ در حالی که در میانگین جهانی، استفاده از نفت و مازوت و موارد مشابه کاهش پیدا کرده است.
چرا این اتفاق افتاده است؟ نویسنده این موضوع را با همان اقتصاد سیاسی و روابط قدرت توضیح میدهد. در کتاب به کشتی اجارهای ترکیهای در ساحل بیروت نیز اشاره شده است که با استفاده از ژنراتورهای تولید برق و مازوت، برق تولید میکند. آلودگی حاصل از آن تمام محدوده را تحت تأثیر قرار میدهد، به نحوی که یکی از ساکنان میگوید: «ما جرئت نمیکنیم لباسهایمان را بگذاریم خشک شود، چون تماماً سیاه میشود». بههرروی، در لبنان برق با قیمت بالا به این شکل تولید میشود و این اتفاقات عجیب و غریب در این کشور، به دلیل ساختار نامناسب تولید برق آن رخ میدهد.
محدودیتهای تجدیدپذیرها
در بخشی دیگر از کتاب، برایس نشان میدهد سهم گاز طبیعی در حال افزایش است و سهم زغالسنگ نیز، برخلاف تصور، کاهش پیدا نکرده است. نویسنده در بخشهای بعدی به همین موضوع اشاره میکند و میگوید در آینده، اگر بخواهیم برق داشته باشیم، چارهای نداریم جز اینکه سوختهای با آلودگی بالا را تحمل کنیم. از طرف دیگر، تجدیدپذیرها نیز خیلی نمیتوانند پاسخگو باشند و برق حاصل از باد و خورشید خیلی قابل استفاده نیست. البته بعضی پیشبینیها نیز، چون آمار کتاب مربوط به ۷ یا ۸ سال پیش است، ممکن است با تغییر و تحولات جدید مقداری تغییر کرده باشند.
چالش تراواتی و آینده مصرف برق
در بخش سوم با نام «نگریستن از منظر تراواتها»، کتاب به کشورهایی میپردازد که مصرف برق آنها به واسطه مصارفی دیگر بالا است. مثلاً درباره این موضوع صحبت میکند که تولید رمزارزها چگونه در کشوری مانند ایسلند با آن هوای سرد، مورد استقبال قرار میگیرد. یا برایس میگوید با اینکه پول مدرن به شکل اسکناس نیست، دادههای الکترونیکی نیز به برق نیاز دارند و مصرف برق در این حوزه چگونه اتفاق میافتد.
در فصل چهاردهم، او به شکل ناشناس و مخفی، با فردی که در خانه ماریجوانا تولید میکند، گفتوگو و بررسی میکند که چند درصد تولید برق، مثلاً در آنجا، برای چنین محصولی استفاده میشود. این موضوعات نیز در کتاب مورد بررسی قرار گرفته است.
بخش آخر کتاب نیز «تراواتهای قرن بیستویکم» نام دارد. در این بخش گفته میشود که مصرف برق در یک یا دو دهه آینده بهشدت افزایش مییابد و مثلاً تقاضای برق باید دو برابر شود. دلایل «چالش تراوات» و افزایش تقاضا از ۶ تراوات به ۱۲ تراوات، به دلایل گوناگونی اتفاق میافتد؛ از جمله رشد جمعیت، رشد شهرنشینی، افزایش مصرف کولرها، خودروهای برقی، تصفیه آب آشامیدنی و آبشیرینکنها، مراکز دیتاسنترها و همچنین افزایش تعداد افرادی که در کشورهای کمدرآمد قرار دارند و تقاضای آنها برای کالاهای برقی افزایش پیدا میکند. همه این عوامل رویهمرفته باعث میشوند که شاهد افزایش مصرف برق باشیم. حال اینکه این افزایش مصرف را چگونه باید تأمین کنیم، سؤالی بسیار بزرگ است که چند فصل آخر کتاب به آن پرداخته است.
کتاب میگوید تجارت برق نیز بسیار کم است؛ یعنی کشورها به دلایل امنیت ملی و سیاسی، بهراحتی حاضر نیستند برق اضافه خود را به دیگران بدهند. از طرف دیگر، کشورهای دیگر نیز میترسند که در موارد خاص، برق خود را از آنها دریافت کنند. در نتیجه، برق چندان قابل تجارت نیست و این موضوع کار را سختتر میکند.
هفت گزاره مهم کتاب
در نهایت، اگر بخواهیم هفت گزاره از کتاب را به خاطر بسپاریم، باید این نکات را یادآوری کنیم:
۱ـ برق فقط نتیجه ثروت نیست، بلکه یکی از شرایط ایجاد ثروت و زندگی مدرن نیز همین برق است.
۲ـ فقط دسترسی اسمی به برق کافی نیست. برق باید سه ویژگی داشته باشد: فراوان باشد، قابل پرداخت و با قیمت ارزان باشد و قابل اطمینان باشد. یعنی شما بتوانید با کیفیت مناسب، در هر لحظه از آن استفاده کنید؛ بهویژه در اقتصاد دیجیتال که بسیار حساس است و یک ثانیه قطعی برق نیز میتواند هزینههایی ایجاد کند.
۳ـ برق زمان انسان را آزاد میکند. مثلاً یک خانم خانهدار را در نظر بگیرید که سر ظهر، بچه کوچکش را در بغل دارد و زنبیل خریدش نیز در دستش است و میخواهد از پلهها چند طبقه بالا برود. این کار بسیار دشواری است، اما وقتی آسانسور آمد، بهراحتی میتواند از آن استفاده کند. مثالهای گوناگونی در این زمینه وجود دارد و همه با آن برخورد دارند.
۴ـ نظام برق فقط نیروگاه نیست. همانطور که گفتیم، درستکاری، سرمایه، سوخت و نهادهای کارآمد، عواملی هستند که میتوانند برق را بهطور کامل مفید و قابل استفاده کنند.
۵ـ اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی، به مقادیر عظیم برق بهصورت پیوسته وابسته است.
۶ـ افزایش تقاضای جهانی نیز چالشی تراواتی است که هیچ فناوری واحدی برای آن وجود ندارد و هر کشوری باید این نیاز و تقاضا را به شکلی خاص مدیریت کند.
۷ـ حتی برق پاکی که ما میگوییم میخواهیم از آن استفاده کنیم، از ماده ساخته شده است و این ماده هزینههایی دارد و به انرژی نیاز دارد. برایس در فصل «خودفریبی تمام ـ تجدیدپذیر» به همین موضوع میپردازد. مثلاً میگوید اگر بخواهیم انرژی خورشیدی را در آمریکا مورد استفاده قرار دهیم، باید زمینی به اندازه دو برابر مساحت کالیفرنیا، که از بزرگترین ایالات آمریکا است، پوشش داده شود. در اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا استفاده از چنین زمین عظیمی اصلاً بهصرفه است؟ موارد گوناگونی از این دست مطرح میشود و در نهایت، برایس میگوید استفاده از سوختهای دیگر نیز میتواند توجیه داشته باشد.
لینک کوتاه خبر
دیگر خبرها
دیگر خبرها