
به گزارش روابط عمومی تدکو، دکتر بهمن صالحی جاوید مدیرعامل تدکو در دهمین نشست از سلسله گفتوگوهای تخصصی پیشران جشنواره ملی نوآوریهای انرژی، با اشاره به ظرفیتهای جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران، بر ضرورت توجه به ایدههایی همچون «هاب انرژی» و «انرژی فراسرزمینی» در سیاستگذاری کشور تأکید کرد و گفت بهرهگیری از ظرفیت کشورهای همسایه برای جذب سرمایه و ایجاد شبکه انتقال انرژی میتواند علاوه بر توسعه تجارت انرژی، به ارتقای امنیت کشور نیز کمک کند.
متن کامل سخنرانی وی به شرح زیر است:
اکوسیستم اقتصادی و حکمرانی انرژی
موضوع نخست، اکوسیستم اقتصادی کشور است. به نظر من اگر قرار است این تلاش و اندیشهای که برای تدوین کتاب انجام شده، در نهایت به راهکارهایی عملی برای فعالان حوزه انرژی، صنایع وابسته و حوزه اقتصاد منجر شود، توجه به اکوسیستم اقتصادی کشور میتواند بسیار مؤثر باشد.
نکته دیگری که برای من جالب بود، بحثی است که آقای دکتر ملکی درباره ضرورت نگاه فراتر از مهندسی به انرژی مطرح کردند. من نیز مهندس هستم و تجربه مدیریت در حوزههای مختلف را داشتهام؛ بنابراین این نکته را کاملاً درک میکنم که انرژی را نمیتوان صرفاً در اختیار مهندسان قرار داد.
در همین زمینه، به کتاب «اقتصاد و امنیت ملی» که آقای دکتر روحانی در دوره حضورشان در شورای عالی امنیت ملی و مرکز مطالعات استراتژیک ریاستجمهوری روی آن کار کردهاند، میتوان اشاره کرد. آقای دکتر شمس نیز در یکی دو بخش به این کتاب ارجاع دادهاند. در آنجا نکات مهمی درباره پیوند میان امنیت ملی، امنیت داخلی، امنیت خارجی و امنیت اقتصادی مطرح شده است. در واقع، امنیت یک شبکه درهمتنیده است و نمیتوان این اجزا را از یکدیگر جدا کرد.
ایران به عنوان هاب انرژی منطقه
در ادامه این بحث، موضوع دیگری که به نظرم میتواند در جلد دوم مورد توجه قرار گیرد، ظرفیت ایران برای تبدیل شدن به هاب انرژی منطقه است.
ایران از نظر جغرافیایی موقعیت ویژهای دارد؛ از یک سو به منابع انرژی و خلیج فارس دسترسی دارد و از سوی دیگر با کشورهای متعددی در شمال و جنوب ارتباط دارد. این تفاوت جغرافیایی و موقعیت ارتباطی میتواند یک مزیت مهم برای کشور ایجاد کند. در همین چارچوب، موضوع انرژی فراسرزمینی نیز مطرح میشود.
ما درباره کشت فراسرزمینی زیاد صحبت کردهایم، اما مفهوم انرژی فراسرزمینی شاید هنوز آنطور که باید مورد توجه قرار نگرفته باشد. این ایده را سال گذشته مطرح کردیم و معتقدیم میتواند در تکمیل شبکه انرژی منطقه مؤثر باشد. اگر بتوانیم اکوسیستمهای جغرافیایی متفاوت اطراف خود را بهدرستی شناسایی کنیم، میتوانیم برای آنها راهکار ارائه دهیم.
برای مثال، اگر جغرافیای ایران به هر دلیل ظرفیت جذب بخشی از سرمایه خارجی را نداشته باشد، ممکن است جغرافیای کشورهای همسایه این ظرفیت را داشته باشد. در این صورت میتوان با ایجاد یک شبکه وابسته به انتقال انرژی، فرآوردههای انرژی و حاملهای انرژی، از ظرفیت جغرافیایی ایران استفاده کرد.
در چنین مدلی، ایران میتواند نقش یک هاب انرژی منطقهای را ایفا کند؛ به این معنا که انرژی را از هر نقطهای که امکان خرید آن وجود دارد، خریداری و از هر نقطهای که تقاضا وجود دارد، عرضه کند. همانطور که آقای دکتر شمس نیز اشاره کردند، میتوان این نگاه را داشت که «هر جای دنیا انرژی میفروشد، ما بخریم و هر جای دنیا انرژی میخواهد، ما بفروشیم.» در این صورت، ایران علاوه بر ایجاد یک ظرفیت تجاری در حوزه انرژی، میتواند در ارتقای سطح امنیت انرژی منطقه نیز نقشآفرینی کند.
زنجیره ارزش انرژی و صنایع انرژیبر
نکته دیگری که دکتر ملکی مطرح کردند و برای من بسیار جالب بود، بحث مربوط به نفت خام بود؛ اینکه ممکن است فروش نفت خام در برخی شرایط اقتصادی سود بیشتری نسبت به تبدیل آن به فرآوردههای پاییندستی داشته باشد. این موضوع به نظر من نیازمند تحلیل بیشتری است. من در اصل این گزاره تردیدی ندارم، اما باید بررسی کنیم که چرا با وجود چنین مزیتی، همچنان باید به توسعه صنایع پاییندستی و زنجیره ارزش توجه کنیم.
بخشی از پاسخ را میتوان در مفهوم انرژی نهفته در تولید محصولات جستوجو کرد. برای مثال، ایران به دلیل برخورداری از ذخایر عظیم گاز طبیعی، میتواند از این مزیت برای تولید محصولاتی مانند آلومینیوم استفاده کند. در واقع، بخش قابل توجهی از ارزش افزوده این محصول به انرژی و گازی وابسته است که در فرآیند تولید مصرف میشود.
همین مسئله درباره صنایعی مانند سیمان نیز صدق میکند. سیمان یک محصول استراتژیک است و بخش قابل توجهی از هزینه و فرآیند تولید آن به مصرف گاز، برق و انرژی وابسته است. بنابراین در بحث زنجیره ارزش انرژی باید بررسی کنیم که چگونه میتوان مزیت انرژی کشور را به مزیت رقابتی در صنایع مختلف تبدیل کرد.
حکمرانی، اقتصاد انرژی و تأمین مالی بهرهوری
موضوع دیگری که به نظرم باید مورد توجه قرار گیرد، حکمرانی انرژی و ارتباط آن با تأمین مالی بهرهوری انرژی است. در معاونت فناوری شستا، با همکاری دوستان این مجموعه، مطالعهای در زمینه حکمرانی انرژی انجام شده که حدود ۳۸۵ صفحه است. از دکتر ملکی خواهش میکنم اگر فرصت داشتند، این مطالعه را نیز ملاحظه کنند و نظر و نقد خودشان را درباره آن ارائه دهند.
یکی از مسائل عمدهای که امروز در حوزه حکمرانی وجود دارد، کاهش اعتماد و اعتبار حکمرانی در میان مصرفکنندگان، مردم و صنعتگران است. زمانی دولت یکی از کارفرمایان قابل اعتماد در میان صنعتگران محسوب میشد، اما امروز وضعیت متفاوت شده است.
همان مثالی که دکتر ملکی درباره ثبتنام یارانه و وعده پرداخت پاداش به کسانی که ثبتنام نکنند مطرح کردند، یک نمونه کوچک از این مسئله است. واقعیت این است که بخش قابل توجهی از صنعتگران کشور امروز از دولت طلبکارند. دولت در بسیاری از موارد به یکی از بزرگترین و در عین حال کماعتبارترین بدهکاران تبدیل شده است. این مسئله مستقیماً بر اقتصاد انرژی نیز اثر میگذارد.
ما انتظار داشتیم ابتدا اقتصاد انرژی اصلاح شود تا تأمین مالی پروژههای بهرهوری انرژی بتواند بهصورت طبیعی و در قالب یک سازوکار اقتصادی شکل بگیرد. اما با شرایط فعلی حکمرانی، اقتصاد انرژی و به تبع آن تأمین مالی بخش انرژی، در فضایی مبهم و مهآلود قرار گرفته است. به نظر من، این موضوع میتواند یکی از محورهای مهمی باشد که در جلد دوم کتاب «سیاستگذاری انرژی» مورد توجه قرار گیرد.
لینک کوتاه خبر
دیگر خبرها
دیگر خبرها