
ابتدا خودتان را معرفی کنید و بگویید چگونه وارد مسیر انرژی شدید و این راه برای شما چطور آغازشده است؟
علی شمس اردکانی هستم، متولد تیرماه سال ۱۳۲۲ در اصفهان. تا دیپلم در اصفهان بودم، بعد به دانشگاه تهران آمدم. من یکی از دانشجویانی بودم که در دوره لیسانس اقتصاد در این دانشگاه تحصیل کردم، آن سال سالی بود که اقتصاد از حقوق جدا شد.
با درجه ستوان دومی در لشگر زرهی خدمت سربازی را در خوزستان بودم. میدانهای نفتی نزدیک اهواز گازشان میسوخت و هدر میرفت. آن زمان نمیدانستند با آن گاز چهکاری باید بکنند. با افسران وظیفه و کادر هم سن و سال به این میادین میرفتیم که اهالی به آنها آتیشا میگفتند.
آن زمان بحث میکردیم که چرا این گازها سوزانده میشود؟ من به افسرها توضیح دادم که این هدر سوزی است. یکی از افسران کادر گزارش داده بود که ستوان وظیفه شمس اردکانی علیه نظام تبلیغ میکند؛ البته امروز ما چندین برابر آن زمان گاز فلر (هدر سوزی) داریم.
سرهنگ اسفندیاری، مقام اطلاعات لشگر مرا فراخواند و گفت: شما تبلیغ سیاسی علیه نظام میکنید و میگویید این گازها که هدر سوزی میشود اشتباه و خیانت است. گفتم خب این را که هر کودکی هم میفهمد که این کار اشتباه است! این تبلیغ ضد نظام نیست. ایشان گفت: تیمسار نجیمی به دنبال تأمین برق پادگان است و به نفتیها گفته یکی از این فلرها را به ما بدهید تا با آن دیگ بخار روشن و تولید برق کنیم. ولی نفتیها گاز را به ما نمیدهند ولی آن را هدر سوزی میکنند و نمیگذارند برق پادگان را با تأمین کنیم. علاقه من به بحث انرژی از آن روزها و در جنوب کشور از خدمت سربازی و پادگان شروع شد. این سؤال برایم وجود داشت که چرا انرژی هدر میرود و مسئولش کیست؟
*به من گفتند شدت گازی این میدان بالا است، شدت گاز همراه یعنی مقدار گازی که همراه یک بشکه نفت بالا میآید. اگر نتوانید این گاز را بهجایی برسانید هدر میرود. نفت یا در داخل تصفیه و یا بهصورت خام صادر میشود، ولی آن موقع دولت شاه از سرمایهگذاری در تصفیه و کاربری گاز طبیعی غافل بود و مدیران نفت در خوزستان به تیمسار نجمی گفته بودند: شاه همه درآمد نفت را به مصرف ارتش و کارهای خودش میرساند و لذا شما در پادگانهای اهواز و دزفول نا ترازی و کمبود برقدارید.
بعدها سرمایهگذاری شد و گاز را جمع کردند و بخش عمده آن را به شوروی صادر کردند و در مقابل ذوبآهن اصفهان را گرفتند و این کار درستی بود که آن زمان صورت گرفت.
بحث هدر سوزی گاز در ذهن من قلیان داشت تا اینکه پس از خدمت سربازی برای تحصیل دوره دکتری در رشته اقتصاد انرژی به آمریکا رفتم. در دوره فوقلیسانس اقتصاد شهری خواندم و در آمریکا درگیر همین رشته بودم و وارد فیلد انرژی شدم. دانشگاه ما نزدیک شیکاگو که یکی از بزرگترین شهرهای آمریکا است بود. شیکاگو در کنار دریاچه میشیگان است و صادرات مرکز آمریکا و ایالات دیگر از طریق این دریاچه و اقیانوس اطلس صادر و به چرخه تجارت بینالمللی میپیوندد.
*شهرداری شیکاگو به دنبال این بود که بفهمد چرا هوای این شهر آلوده است؟ عدهای از کارشناسان آلودگی را به کارخانههای فولاد در اطراف میرفتند. عدهای دیگر از ترافیک بهعنوان علت صحبت میکردند. استاد من از ما خواست که این موضوع را بررسی کنیم، چون دیپلم من ریاضی بود و درس اقتصاد ریاضی میخواندم مسئله همبستگی بین مصرف سوخت و آلودگی ناشی از سوخت شهری را مطرح کردم تا متهم آلودگی هوای شیکاگو را پیدا کنیم. من و چند دانشجوی مهندسی آمریکایی مسئول بررسی شدیم.
*در آمریکای آن دوران و شهر شیکاگو سر هر چهارراهی یکی یا دو پمپبنزین بود و گفتم برای اندازهگیری آلودگی هوا باید شهر را زون بندی در تقسیمات چهار کیلومتری کنیم و ببینیم در هر چهار کیلومتر چند پمپبنزین وجود دارد. قاعده «مارکت» این است کالایی که خریداری میشود معمولاً در همان منطقه مصرف میشود و اگر کاسبی خوب نباشد بنگاه اقتصادی تعطیل میشود. پمپبنزینها به اهالی منطقه خودشان بنزین میفروختند پس در هر منطقه شوروی هرچه فروش بنزین بیشتر بود آلودگی هم بیشتر میبود. شهرداری شیکاگو هم اطلاعات جایگاههای شهری بنزین را به ما داد و ما به این نتیجه رسیدیم که تعداد پمپبنزینها در هر چهار کیلومترمربع نشاندهنده مصرف بنزین در همان حوالی است که با آلودگی هم نسبت مشخصی دارد. منشأ آلودگی و نسبت آلودگی را با تعداد پمپبنزینها در هر چهار کیلومترمربع مشخص شد.
*پرفسور راسل، استاد دانشگاه این پروژه را به انجمن اقتصاد آمریکا گزارش داد و گفت که یکی از دانشجویان من این کار را انجام داده و گفته: وقتی در شهری مصرف بنزین بالا است، میزان رانندگی و سایش لاستیک و آسفالت هم بالا است. در انجمن اقتصاد آمریکا شعبهای وجود داشت که به افراد خلاق دیپلم افتخار میدهد. سال ۱۹۷۰ پرفسور راسل من را جزو کاندیداهای دریافت این دیپلم افتخار قرارداد.
*من درس و مهارت لازم دکتری را از دو دانشکده در ایالاتمتحده گرفتم. آنجا استادی داشتم که درباره محیطزیست و انرژی کار میکرد. او را به دلیل اعتراض ایشان به استفاده ایالاتمتحده از «سم زرد» در جنگ ویتنام نامزد دریافت جایزه نوبل در بیولوژی و محیطزیست کرده بودند. آمریکا آن زمان علیه ویتنامیها از «سم زرد» در جنگ استفاده میکرد که هم به محیطزیست ویتنام هم صدمه میزد و هم ویت کنگ ها را در جنگلها خفه میکرد.
*در جلسهای که موضوع تز دکترا را تعیین میکردند باید سوابق تحقیقاتی خود را ارائه میکردیم. چون من یک دیپلم افتخار از آمریکا داشتم موضوع را مطرح کردم و درباره کاری که انجام داده بودم برای جمع استادان صحبت کردم. استاد راهنما هم من را تشویق کرد و از من پرسید معنی «شمس» چیست؟ گفتم: خورشید در آسمان. استاد گفت: واقعاً! گفتم: بلی این واژههای عربی است که در فارسی هم به کار میرود، استاد به من گفت: شما راجع به تبدیل نور خورشید که ناسا در ماهوارهها از آن استفاده میکند تحقیق کنید و منحنی هزینه تولید برق خورشیدی را پیدا کنید. در آن زمان شرکت جنرال داینامیک را به من معرفی کرد که با پنتاگون قرارداد تولید «پنل خورشیدی» بسته بودند. استاد در قرارداد با این شرکت بهعنوان داور اختلافات تجاری تعیینشده بود که در آن زمان دچار اختلاف شده بودند و کار داوری میخواستند. قرار شد منحنی هزینه تولید انبوه پنل های خورشیدی برای سالهای آتی استخراج شود. در آن زمان قرارداد با انسی ۳۵ دلار مساوی بهای طلا بر اساس معاهده «برتون وودز» بستهشده بود. نیکسون در آن زمان برای تحویل ندادن طلا به قیمت معاهده بهای طلا را از «برتون وودز» آزادکرده بود و طلا به انسی ۷۵ دلار رسیده بود شرکت «جنرال داینامیک» هم رقم بیشتری برای سلولهای خورشیدی میخواست ولی به گفته ناسا نسبت بین ملکول های شیشه با طلا در قرارداد نوشتهنشده بود و میگفت ما مفاد قرارداد را که اسمی از بهای طلا در آن نیست قبول کردهایم! این بحث مربوط به سال ۱۹۷۴ و تعیین موضوع تز دکترایم است. گاهی تعیین موضوع تز برخی از دانشجویان دو سه سال طول میکشید. ولی موضوع تز من برای یک پروژه آیندهنگر ولی در حال اجرا و آن تولید برق از نور خورشید در مباحث «اقتصاد انرژی» شد.
پروفسور بری کامانر، که با دولت آمریکا بر سر سم زرد استفادهشده در ویتنام اختلاف داشت و او را نامزد جایزه نوبل محیطزیست کرده بودند، در کتاب خود با عنوان: نا ترازی انرژی به نتیجهگیری تز من ارجاع داده است. تیتر دوم کتاب او «بحران دوشاخهای برق و محیطزیست» نام دارد. در آن کتاب دو رفرنس دادهشده است. یکی نوشته علی شمس بوده که نشان داده که قیمت انرژی خورشیدی در آینده پایین میآید. این شبیه استنتاجی است که یک پژوهشگر ژاپنی نیز به دست آورده و این دو برآورد نزدیک به هم است.
*من 20 سال پیش برای استقرار پنل خورشیدی در پشتبام خانهام ۵۰ میلیون تومان خرج کردم که آن زمان هزینه سنگینی بود. اگر امروز بخواهیم آن پنل را دوباره راهاندازی کنیم ازنظر ارزشی بیش از ۵۰۰ میلیون تومان تمام میشود. آنچه مهم است این است که من آن موقع دریافتم که در ایران باید از انرژی خورشیدی استفاده کنیم.
در دوران اوباما و جو بایدن دموکراتها ۳۷۰ میلیارد دلار برای انرژیهای پاک ازجمله انرژی بادی، خورشیدی، خودروهای الکتریکی و… بودجه در نظر گرفتند. ارزیابی شما درباره انرژیهای نو چیست؟
موضعگیری ترامپ در خصوص انرژیهای پاک از کاسبکاری او سرچشمه میگیرد. آمریکا در استخراج نفت از سنگوارههای نفتی یا نفت شیل که با انفجار حرارتی در عمق ۱۰۰۰ متر زیرزمین صورت میگیرد با حرارت و فشار نفت سنگ را وارد چاه نفت میکند. این نفت کثیفترین نفت است. انواع فلزات سنگین و گوگرد و… در این نفت وجود دارد؛ اما امروزه تجارت جدید نفتیها در نفت «شیل» است. انجمن نفت آمریکا هفتهنامهای منتشر میکند و تعداد متههای نفت شیل را مینویسد. در دوران بایدن بسیاری از شرکتهایی که دکل نفت شیل داشتند ورشکست شدند چون سفارش نداشتند، ولی ترامپ که در این کار با چند مجموعه شریک است، در این حوزه با جدیت کار میکند.
*اجلاس کاپ ۳۰ که دو ماه پیش در برزیل راجع به محیطزیست، انرژی و… تشکیل شد. نماینده ترامپ را از جلسه بیرون کردند چون گفته بود انزار جهانی گرم شدن هوا که براثر مصرف سوختهای سنگین و CO2 تولید میشود، دروغ است! دانشمندان و ازجمله رئیسجمهور برزیل در جلسه بود گفتند یعنی تو میگویی تمامی جهان و این دانشمندان و رئیسجمهور برزیل دروغ میگوید و فقط ترامپ راست میگوید؟!
*امروز دنیا علیه ترامپ در موضوع گرمایش جهانی متحد است. هر چه CO2 در فضا رها شود ملکول های خورشیدی که شامل حرارت هستند به CO2 میچسبند و داغ میشود و تنفس را بر موجودات زنده سخت میکنند.
هر فوتونی به یک CO2 میچسبد و اگر CO2 نباشد گرما خورشید مستقیم به زمین و به گیاهان میرسد. کار گیاهان این است که براثر تابش نور خورشید CO2 را دریافت و اکسیژن پس بدهند. این چرخه برعکس گلوبال وارمینگ است که ناشی از پخش گاز کربن تولید میکند در جو زمین است. یعنی طبیعت خود چرخهای خلق کرده که نور آفتاب یا هر نوری را با کمک گیاهان به دستگاه تصفیه آبوهوا مبدل کند.
متأسفانه محیط ادارات دولتی ما بسته است. چند درختچه میتواند در چنین محیطی میزان گازکربنیک را پایین بیاورد. CO2 در این محیط تصفیه میشود و CO اش جذب چوب و برگ و O2 در هوا منتشر میشود. به این روند «فتوسنتز» گفته میشود. درخت چنار قطوری که در خیابان ولیعصر تهران است و نمیشود بغل اش کرد ۷۰ سال است CO2 خورده و آن تنه و برگ و شاخه آنهم کربن است که درخت دریافت کرده است. حال اگر چوب درخت را بسوزانیم و برای تولید حرارت از آن استفاده کنیم دوباره دودودم میشود و هوا را به گازکربنیک آلوده میکند. سوختن چوب اکسیژن هوا را میخورد و گازکربنیک پس میدهد و این چرخه برعکس میشود، که این مرکز مناقشه جهانی محیطزیست شده است. مناقشه بر سر موضوع انرژی است. بر اساس تحقیقات شرکتی آلمانی که من هم مشاور اقتصادی آن بودم، ایران یکی از بهترین جاهای دنیا برای تولید انرژی خورشیدی است.
نظر شما درباره برنامه تدکو (هلدینگ مدیریت توسعه انرژی تأمین) چیست؟
تدکو (هلدینگ مدیریت توسعه انرژی تأمین) براثر نظر کسانی مثل من ایجاد شد ما گفتیم بهجای اینکه در صنایعی که CO2 تولید میکنند سرمایهگذاری شود، به سمت صنایعی بروید که با انرژیهای پاک کار کنند. این صنایع مجبور هستند از دولت اطاعت کنند چون زیرمجموعه شستا هستند. دولت میگوید: ما نا ترازی برقداریم.
من در مقالهای معروف در پاسخ گفتم شما نا ترازی علم و عقل دارید! تدکو (هلدینگ مدیریت توسعه انرژی تأمین) مجبور شد چند نیروگاه بسازد. مجموعه تدکو (هلدینگ مدیریت توسعه انرژی تأمین) قبول کرده CO2 جذب شود و هر کاری که میشود CO2 را جذب کرد در برنامه تدکوست.
*من به قشم که رفته بودم، دیدم یکی از بدایع ایران در این منطقه وجود دارد در کانالی که بین قشم و ساحل اصلی وجود دارد و عمق دریا کم است درختانی در آبشور دریا میرویند محلیها به آنها درخت «حرا» میگویند که خاصیت این درخت توسط ابنسینا استخراجشده است و لذا اسم لاتین آن «آواسینا» است. دو نوع «حرا» وجود دارد. «حرا» در آب شیرین و «حرا» در آبشور این درخت تخمهایی مثل پسته کوچک دارد که حیوانات و بهویژه شتر آن را دوست دارد. من این دانهها را جمع کردم و در روستاهای قشم در کیسههای پلاستیکی کاشتم و به خانههای بومی دادم. به زنان قشم گفتم به این گیاه آب لبشور بدهید وقتی این گیاه نیم متر شد برای هر کوزهای ۱۰۰ تومان به شما میدهم و این گیاه را از شما میگیرم. وقتی بزرگ میشدند توسط پدران ماهیگیر این بچهها در مناطق جنگ «حرا» در زمین کاشته میشدند. من به این وسیله یکمیلیون درخت «حرا» کاشتم. تا آن زمان هیچکسی «حرا» را دستی تکثیر نکرده بود. از زمان پرتغالیها نقشهای دستی از منطقه قشم وجود داشت که نشان میداد درخت «حرا» در کدام بخش از اطراف قشم وجود داشته است. از زمان شکست «پرتغالیها» از «امام قلی خان» امیرالبحر «دوره صفویه» تا ۵۰ سال پیش مردم ایران درختان «حرا» را بریده و زغال میکردند. من فهمیدم میتوان جای خالی آن درختان ازدسترفته را دوباره درخت «حرا» کاشت.
نگاه سیاست تدکو (هلدینگ مدیریت توسعه انرژی تأمین) این است که صرفهجویی در انرژی پاک و استفاده از انرژیهای پاک است. پیشنهاد میکنم یک هلدینگ انرژیهای پاک برای سرمایهگذاری در این زمینه درست کنیم و پنل برق خورشیدی هم تولید کنیم. محاسبه من این است که در دامنههای جنوبی البرز از بومهن تا منتهی علیه غرب تهران ظرفیت تولید ۵۰ هزار مگاوات برق خورشیدی وجود دارد. انرژی خورشیدی تابع شدت تابش است. منبع تابش است و شدت تابش در یک بازه زمانی ویژه بالاتر است. ما میخواهیم برق خورشیدی تولید کنیم و کولر خورشیدی که برق جریان مستقیم «دی سی» مصرف کند هم بسازیم و خانهها را با برق خورشیدی خنککنیم. کارهای بزرگی با برق «دی سی» میتوان انجام داد مثل «خودرو برقی» که با برق «دی سی» کار میکنند. برای استفاده از برق شهری در کاربرد برق مستقیم به ترافسفورمر نیاز است. مقابل برق خورشیدی را هم میتوان به برق جریان غیرمستقیم تبدیل کرد و دنیا اکنون بهطرف تولید و مصرف برق دی سی میرود.
*جذب برق خورشیدی نسبت مستقیمی با ارتفاع محل نصب پنل دارد. بهترین مکان برای نصب پنل جایی است که حدود ۱۰۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع داشته باشد. از تهران تا مشهد ارتفاع همهجا از سطح دریا ۱۰۰۰ متر بیشتر است. در ایران سواحل دریای مازندران از سطح دریای آزاد پایینتر است که برای نصب انرژی خورشیدی مناسب نیست. هر چه ارتفاع از سطح دریا بیشتر باشد برای تبدیل نور خورشید به جریان برق بهتر است. در تهران خط شهر و حداکثر اجازه ساخت ۱۵۰۰ متر از سطح دریا است. لذا تمام قسمتهای بر فراز کلانشهر تهران که شیب ملایم دارند برای تولید برق خورشیدی مناسب هستند. واقعاً تأسفآور است که اینهمه برای نیروگاه بوشهر هزینه کردند که بهجای آن میبایست سرمایهها را بهسوی تولید برق خورشیدی و دیگر تجدیدپذیرها میبردیم.
از اول انقلاب تاکنون یک نفر جواب نظر و مقالههای من را در مورد غلط بودن پروژه نیروگاه بوشهر و برق اتمی برای ایران را نداده است! یک نفر تاکنون در این زمینه، برای ادامه این کار از من سؤال نکرده است!
تولید برق اتمی در ایران باوجود آفتاب تابان و زیاد پروژه اشتباهی بوده و هست. به همین دلیل مجلس دوم رأی به تعطیلی نیروگاه بوشهر داد. استدلال این بود که وقتی در کشور امکان استفاده از انرژی خورشیدی، بادی و… وجود دارد استفاده از برق اتمی توجیه عقلانی و اقتصادی ندارد.
لینک کوتاه خبر
دیگر خبرها
دیگر خبرها