کفشکنان: تولید برق خورشیدی در دولت چهاردهم به ۳۵۰۰ مگاوات رسیده است

کفشکنان: تولید برق خورشیدی در دولت چهاردهم به ۳۵۰۰ مگاوات رسیده است

ناترازی برق در کشور که تابستان امسال نفس مشترکین در بخش مصرف خانگی و صنایع را گرفت، گوشه‌هایی از نمایش بحران است که یک‌شبه ایجاد نشده و راه‌حل آن نیز فوری و یک‌شبه پیدا نخواهد شد. بحران انرژی حاصل سال‌ها مصرف بی‌رویه، غفلت از بهره‌وری وعدم توجه به تنوع در سبد تولید است. کفشکنان، دانش‌آموخته رشته مهندسی برق و کارشناس انرژی ضمن تشریح این بحران به راه‌حل‌های خروج از وضعیت نا ترازی انرژی اشاره داشت که در ادامه می‌خوانید:

*تابستان ۱۴۰۴ مشخص کرد که نا ترازی انرژی در کشور مشکلی جدی است و وضعیت سابق که به سمت بحرانی شدن می‌رفت به مقصد رسیده است. در چنین شرایطی آیا وقت آن نرسیده کشور دستیابی به انرژی‌های پاک را در اولویت قرار دهد؟

وضعیت نا ترازی انرژی و برق امسال خود را نشان نداده و سال‌ها است که چهره‌اش نمایان شده است. چندین سال است که با افت فشار میادین گازی روبرو هستیم. برخلاف دهه‌های ۷۰ و ۸۰ درزمینهٔ انرژی سرمایه‌گذاری چندانی صورت نگرفت. عدم توسعه میادین گازی طبیعی باعث نا ترازی انرژی دچار شد.

از حدود ۲۵۰ میلیارد مترمکعب گازی که در سال‌تحویل داده می‌شود، حدود ۶۴ تا ۶۵ میلیارد مترمکعب کمبود وجود دارد. این آمار مربوط به سال ۱۴۰۲ است و در دو سال گذشته وضعیت تغییر کرده است.

ظرفیت شبکه برق کشور حدود ۹۵ تا ۹۶ هزار مگاوات است که در این زمینه دست‌کم ۲۵ هزار مگاوات کمبود برق‌داریم. کل توان تولید با ظرفیت تولید برق فاصله دارد کشور حدود ۶۵ هزار مگاوات توان تولید دارد. در پیک‌بار تابستان بنا بر آمار توانیر ۸۰ هزار مگاوات نیاز برق کشور است یعنی 15 هزار مگاوات کم داریم.

یعنی در پیک‌بار ۱۵ هزار مگاوات کمبود داریم که برای تولید این میزان برق به حداقل ۲۵ هزار مگاوات ظرفیت نیروگاهی نیاز داریم. این ۲۵ هزار مگاوات را به این شرط عرض می‌کنم که لزوماً ظرفیت تولید از انرژی‌هایی نظیر خورشیدی و تجدید پذیر نباشد چون انرژی خورشیدی در طول روز و طی سال با فرض ۳۰۰ روز آفتابی نهایتاً پنج‌تا پنج ساعت و نیم تولید دارد و تولید آن مستمر نیست و با نیازی که داریم مطابقت ندارد.

با این توصیف چرا زمان اندیشیدن و یافتن راه‌حل از وقوع مسئله این‌همه فاصله دارد؟ چرا ما آن‌قدر دیر به فکر حل مشکل افتاده‌ایم؟

نظام حکمرانی صنعت برق امروز به فکر افتاده که این کمبود را از طریق نیروگاه‌های تجدید پذیر و به‌طور مشخص انرژی خورشیدی تأمین کند، چون راه دیگری وجود ندارد. عمده سبد تولید برق کشور مربوط به نیروگاه‌های حرارتی است که به سوخت گاز نیاز دارند و وزارت نفت قادر نیست این نیاز را تأمین کند.

تا همین چند سال پیش حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب نیاز گاز نیروگاه‌های کشور بود؛ اما امروز این رقم حدود نصف توان تأمین دارد. در ایام سرما با افزایش مصرف گاز روبرو هستیم. مصرف گاز روزانه حدود ۷۳۰ میلیون مترمکعب است؛ اما شبکه گاز نیاز ۲۵۰ میلیون مترمکعب نیروگاه‌ها را روزانه تأمین می‌کند.

بهترین شرایط شبکه گاز تابستان است که مصرف شبکه خانگی کم است و در چنین مواقعی روزانه تا ۲۰۰ میلیون مترمکعب قادر به تأمین نیاز نیروگاهی هستیم الباقی نیاز با مازوت و گازوئیل و… تأمین می‌شود که مسائل و مشکلات زیست‌محیطی را در پی دارد مثل آلودگی. سال‌ها است در تلاش هستیم تا نیروگاه‌ها را از مازوت سوزی و گازوئیل سوزی به حالت گازسوز تبدیل کنیم تا انتشار آلاینده‌ها در محیط کاهش یابد، ولی بحران نا ترازی انرژی شرایطی زا ایجاد کرده که به سوخت دوم نیروگاه‌ها یعنی استفاده از گازوئیل و مازوت برگشته‌ایم.

کشور در بحث توسعه نیروگاه‌های گازی نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. مراحل احداث نیروگاه‌های گازی طولانی است و مشکل سوخت هم داریم. نیروگاه‌ها با ظرفیت چند ماه و یا یک سال احداث نمی‌شوند. ساخت و راه‌اندازی زمان‌بر است.

*تولید برق کشور از نیروگاه هسته‌ای طولانی، پرهزینه و غیراقتصادی است. این نیروگاه‌ها سرمایه‌گذاری بالایی می‌خواهد و شرایط خاصی دارد که امروز در کشور برای این کار فضا مساعد نیست. در کوتاه‌مدت و میان‌مدت نمی‌توان کمبود برق را با برق اتمی جبران کرد.

*اکثر کشورهای جهان در سبد تولید برق روی انرژی اتمی حساب کرده‌اند. فرانسه بیش از ۷۰ درصد نیاز برق کشور خود را از انرژی هسته‌ای تأمین می‌کنند که انرژی پاک محسوب می‌شود و آلودگی ندارد و تنها با خطراتی روبرو است که ارتقای تکنولوژی برای آن معضل هم چاره‌اندیشی کرده است. بین همسایگان ایران از امارات تا ارمنستان برای تولید برق هسته‌ای برنامه‌ریزی کرده‌اند و ۳۰ درصد از انرژی خود را از برق اتمی تأمین کنند. عربستان دارد روی تولید برق هسته‌ای کار می‌کند.

*نیروگاه بوشهر روزنامه حدود ۱۰۰۰ مگاوات برق تولید می‌کند که حدود 1 درصد نیاز برق کشور است. برق کشور به دانش غنی‌سازی دست پیدا کرد، ولی البته؛ هزینه زیاد داشت. بحث آن سیاسی است و من تنها می‌توانم از نگاه یک کارشناس انرژی حرف بزنم و بگویم که برق هسته‌ای موردنیاز کشور است، ولی قدرت‌های بزرگ جهان به سمت سیاست‌هایی رفته‌اند که این امکان برای دیگر کشورها محدود شود.

در کشور ما برای تولید برق از انرژی‌های پاک چه ظرفیت‌هایی وجود دارد؟

انرژی بادی یک گزینه مهم است اما این انرژی به‌اندازه انرژی خورشیدی در دسترس نیست، ضمن اینکه مراحل احداث نیروگاه بادی پرهزینه و زمان‌بر است. هزینه سرمایه‌گذاری در انرژی بادی دو برابر همین هزینه در بخش خورشیدی است.

*اگر از ظرفیت تمام تونل‌های بادی کشور استفاده شود، حدود ۱۸ تا ۳۰ هزار مگاوات می‌توان روی این بخش حساب کرد. این ضرورت وجود دارد انرژی بادی مکمل انرژی خورشیدی است. وزش باد در روز کم است؛ اما می‌توان از تابش انرژی خورشیدی در روز بیشتر استفاده کرد، ولی در شب که نیروگاه‌های خورشیدی عملاً تولیدی ندارند، وزش باد بالا است و انرژی بادی می‌تواند جبران‌کننده و جایگزین باشد.

*در مورد دیگر انرژی‌های تجدید پذیر ازجمله زمین‌گرمایی که از اعماق زمین به دست می‌آید و با حرارت و تولید بخارآب برای گردش توربین‌های نیروگاهی مورداستفاده قرار می‌گیرد. نوعی انرژی زیست‌توده که حاصل زباله‌سوزی یا حاصل استحصال تصاعد گاز متان از انباشت زباله‌ها نیز از دیگر روش‌های تأمین برق از مسیر انرژی‌های تجدید پذیر است. این روش‌ها گران است و تکنولوژی آن‌ها در کشور در دسترس نیست اگر هست جا نیفتاده است. من تولید برق از اعماق زمین را در کوتاه‌مدت توصیه نمی‌کنم.

*سیاست‌گذاران حوزه انرژی بهترین راه جبران کمبود برق را در استفاده از انرژی خورشیدی می‌دانند. قبل از دولت چهاردهم کل سبد انرژی تجددی پذیر کشور روی عدد ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ یا ۱۸۰۰ مگاوات بود این عدد برای انرژی خورشیدی کمتر از ۱۰۰۰ مگاوات بود. تولید برق خورشیدی در دولت چهاردهم به ۳۵۰۰ مگاوات رسیده است.

*برنامه دولت برای پیک ۱۴۰۵ که تیرماه است این ظرفیت را به ۱۰ هزار مگاوات برساند. در این مسیر سرمایه‌گذاری داشته و از محل صندوق توسعه ملی نیز سرمایه‌گذاری شده است.

*برنامه هفتم صنایع را مکلف کرده تا ۵ درصد از برق مصرفی خود را از محل انرژی‌های تجدید پذیر و خورشیدی تأمین کنند که ماده ۱۶ قانون جهش تولید دانش‌بنیان است. قوانینی در بورس انرژی قرار داده شد تا صنایع برای استفاده از برق پایدار برق را باقیمت آزاد از محل نیروگاه‌های تجدید پذیر تهیه و تأمین کنند.

*دولت می‌تواند برای جبران نا ترازی انرژی در تولید برق از محل نیروگاه‌های خورشیدی موفق شود. البته باید در نظر داشته باشیم که در سبد تولید برق نمی‌توانیم بیش از ۲۰ درصد از انرژی خورشیدی استفاده کنیم زیرا این انرژی و به‌طورکلی انرژی‌های تجدید پذیر، انرژی‌های پایداری نیستند و می‌توانند در شبکه اختلال و نوسان ایجاد کنند. بنابراین اگر نتوانیم در کنار انرژی خورشیدی ذخیره برق داشته باشیم دچار مشکل خواهیم شد.

آیا اقدامات دولتی و اصلاحات قانونی در همین حد و اندازه می‌تواند جبران‌کننده نا ترازی انرژی باشد؟ آیا نیاز به اقدامات دیگر احساس نمی‌شود؟

*مصرف برق هرسال ۷ تا ۸ درصد رشد می‌دارد و همه‌ساله بالا می‌رود. توجه به‌صرفه‌جویی در مصرف مهم است. همچنین بهینه‌سازی تولید باید در نظر گرفته شود یعنی بهینه‌سازی در مصرف و تولید یک الزام است.

*راندمان نیروگاه‌ها باید افزایش یابند. نیروگاه‌های گازی باید به نیروگاه‌های سیکل ترکیبی تبدیل شوند و از حرارت خروجی نیروگاه‌های گازی برای تولید بخار استفاده شود تا توربین‌ها به گردش دربیایند. اقداماتی در این زمینه در دهه گذشته صورت گرفته و کارهایی انجام‌شده و نتایج خوب بوده؛ اما هنوز در کشور نیروگاه‌های گازی زیادی وجود دارند که باید به نیروگاه‌های سیکل ترکیبی تبدیل شوند.

*لازم است اقداماتی و اصلاحاتی در نیروگاه‌ها انجام بگیرد تا راندمان نیروگاه‌ها افزایش پیدا کنند. به‌طور مثال روش‌هایی برای خنک کاری هوای ورودی به توربین گاز وجود دارد تا حدود ۱۰ درصد ظرفیت تولید نیروگاهی افزایش پیدا کند. این شیوه هم در سال‌های اخیر موردتوجه قرار گرفت و بدون بالا رفتن مصرف گاز ظرفیت تولید بیشتر شد.

*به عقیده من اجرای این کارها حتی از توسعه نیروگاه‌های تجددی پذیر ضروری‌تر است زیرا موجب کاهش انتشار گاز کشنده کربن و آلاینده‌های زیست‌محیطی می‌شود. مصرف کمتر انرژی ظرفیت تولید را در نیروگاه‌ها افزایش می‌دهد. با این شیوه می‌تواند در عرصه داخلی و بین‌المللی از گواهی‌های صرفه‌جویی استفاده کرد.

*بهینه‌سازی مصرف مهم است. اگر در سطح مصرف یک واحد برای بهینه‌سازی هزینه شود، هفت برابر هزینه‌ای خواهد بود که در سمت تولید داریم تا به آن نتیجه برسیم. از زمان استحصال سوخت تا رسیدن به محل مصرف، در هر مرحله دچار تلفات هستیم. به دلیل عدم فرهنگ‌سازی، ارزان بودن انرژی و… متأسفانه در این بخش دقت لازم نداشتیم و رفتارها مشوق مصرف بیشتر بود. قبل از هر حرکتی در احداث نیروگاه‌های تجدید پذیر و به‌ویژه نیروگاه‌های خورشیدی باید به مدیریت انرژی و بهینه‌سازی مصرف انرژی توجه کرد.

*ماده ۲۶ قانون اصلاح الگوی مصرف به این نکته توجه کرده که اگر صنایع انرژی بیشتری از حد استاندارد مصرف کنند مازاد مصرف آن‌ها باقیمت آزاد حساب می‌شود. این تکلیف را ترغیب می‌کند به سمت سرمایه‌گذاری در بهینه‌سازی انرژی بروند. سرمایه‌گذاری که در حوزه انرژی اقدام می‌کنند و مصرف انرژی را کاهش می‌دهد، ضمناً می‌توانند از گواهی صرفه‌جویی انرژی در بورس انرژی و بورس‌های بین‌المللی استفاده کند.

میزان صرفه‌جویی و عدم انتشار گازهای گلخانه‌ای مزیتی برای صنایع است و از مزایای آن می‌توانند استفاده کنند. این گواهی‌ها برای کربن با اعداد ۵۰ و ۶۰ دلار به ازای هر تن کاهش تولید کربن خریدوفروش می‌شود و فرصت خوبی برای صنایع است. برخلاف نظر بسیاری که عقیده دارند کنفرانس آب و هوایی پاریس و دیگر پیمان‌نامه‌های مشابه فشار بالایی بر کشور می‌آورد، باید گفت این‌طور نیست و حتی می‌توان از این محل درآمدزایی داشت.

چرا کشور درحرکت به سمت انرژی‌های تجدید پذیر تعلل کرد؟ چه موانعی وجود داشت و چرا این اراده تا وقوع بحران به وجود نیامد؟

دلیل این است که ما از انرژی ارزان بهره‌مند بودیم و متأسفانه متولیان امر و سیاست‌گذاران باوجود هشدارها به این موضوع توجه نمی‌کردند. نیاز به اصلاحات سیاست‌ها وجود داشت به‌ویژه در حوزه تعرفه انرژی باید اصلاحاتی صورت می‌گرفت؛ اما که دولت‌ها نسبت به این اقدام علاقه نشان نمی‌دادند چون از تبعات اجتماعی آن ترس داشتند.

این سیاست‌ها کشور را به‌جایی رساند که بین دو حالت بد و بدتر گرفتار شدیم. حالت بد این بود که تعرفه‌ها اصلاح شود و حالت بدتر این بود که دچار بی‌برقی و بی گازی نشویم.

*دریکی دو سال شرایط درگذشته به صورتی بود که صنایعی مثل سیمان و پتروشیمی که صادرات دارند و با افزایش نرخ ارز و با تورم منتفع و درآمد بالا کسب می‌کنند، حاضر شدند برق و گاز و به‌طورکلی سوخت صنایع خود را به نرخ آزاد تهیه کنند تا دچار بی‌برقی و بی گازی و خاموشی خطوط تولید نشوند.

*تابستان گذشته صنعت حاضر بود گاز را به قیمت ۸ هزارتومان از بورس انرژی تهیه کند امروز عدد گاز هر مترمکعب به ۱۸ هزارتویمان رسیده است. صنعت حاضر است گاز را ۱۸ هزار تومان بخرد. ما گاز را به قیمت ارزان ۷۰ تومان در اختیار صنایع قرار می‌دادیم!

در مورد برق هم همینطور است دولت برق را به‌طور مثال از نیروگاه‌های بزرگ ۲۵۰ تومان و از نیروگاه‌های کوچک ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ تومان می‌خرد. تعرفه‌های نیروگاه‌های خورشیدی متغیر است و فرض می‌کنیم دولت برق آن‌ها را ۳۰۰۰ تومان می‌خرد، ولی در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ تومان به مشترکین می‌فروشد قیمت پایین دو اتفاق را رقم می‌زند یکی مصرف بالا و دیگری انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری و توسعه در این بخش کاهش می‌یابد.

*کمبود عرضه ما را به مرحله قطعی گاز، برق و آب می‌رساند. قیمت پایین عاملی که می‌تواند برای تولید و عرضه برق انگیزه ایجاد کند، قیمت سرمایه‌گذار مقرون‌به‌صرفه نیست، وارد این حوزه نمی‌شود. این بلا از سال ۸۴ بر سر صنعت برق آمد وقتی‌که مجلس هفتم به مردم عیدی داد و طرح افزایش پله کانی و تدریجی نرخ حامل‌های انرژی را که در دولت اصلاحات تدوین و تصویب‌شده بود ملغی کردند و طرح تثبیت قیمت حامل‌های انرژی را تصویب کرد.

در طرح پله کانی اصلاح قیمت‌ها سالانه تدریجی حدوداً ۲۰ درصد در سال اصلاح و به نرخ‌های واقعی نزدیک می‌شد که مجلس هفتم جلوی آن را گرفت. طراحان آن طرح بعدها پشیمان شدند ولی ضربه سنگینی به صنعت برق و اقتصاد انرژی زده شد. قیمت در نظام عرضه و تقاضا تعیین‌کننده است. اگر اجازه ندهیم انرژی باقیمت درست و واقعی عرضه شود و نرخ‌ها سرکوب شود به وضعی دچار می‌شویم که اکنون شاهدش هستیم.

لینک کوتاه خبر

دیگر خبرها

دیگر خبرها